ملت ایران زیر بار ذلت دشمنان نخواهند رفت

به گزارش مرکز خبر روابط عمومی مسجد مقدس جمکران، حجت الاسلام والمسلمین مرتضی آقاتهرانی در ششمین شب از ایام سوگواری دهه نخست محرم در مسجد مقدس جمکران با بیان این که بعد از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) مسیر اسلام عوض شد، گفت: این تغییر مسیر به واسطه کسانی انجام شد که اسلام ظاهری داشتند.
این استاد اخلاق اظهار داشت: معاویه به مدت ۲۵ سال در شام حکومت می کرد که در این چند ساله قدرت او روز به روز بیشتر می شد؛ همانطور که در جلسه پیش گفته شد از ابزار تبلیغ، تهدید و تطمیع هم برای مقابله با دشمنان خود استفاده می کرد.
وی ادامه داد: امیرالمؤمنین(علیه السلام) بلافاصله پس از این که به خلافت رسیدند، فرمودند که معاویه باید از حاکمیت شام عزل شود؛ برخی به حضرت توصیه می کردند که هنوز حکومت شما قدرت نیافته و بهتر است مقداری صبر کنید تا حکومت شما قوی تر شود؛ حضرت به آن فرد فرمودند که آیا تو حکومت معاویه که همراه با معصیت است را به گردن می گیری؟
وی بیان داشت: خداوند متعال امام علی(علیه السلام) را جانشین پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) معرفی کردند و انتخاب آن را به عهده مردم گذاشتند؛ اگر خدا می خواست که حتما امیرالمؤمین(علیه السلام) به خلافت برسند، هیچ کس نمی توانست خلاف این تصمیم عمل کند.
وی افزود: خداوند متعال انتخاب راه درست را به اختیار انسان قرار داده است و انسان برای تشخیص این راه، باید از عقل خود به خوبی استفاده کند؛ به وسیله عقل است که انسان شهوت خود را در راه حلال استفاده کرده و بهشت را کسب می کند.
استاد اخلاق حوزه علمیه ابراز داشت: یکی از مشکلاتی که متأسفانه در جامعه ما وجود دارد، این است که به نماز اهمیت داده نمی شود؛ گاهی اوقات وارد برخی مساجد که می شوم مشاهده می کنم که حداکثر یک صف نماز تشکیل شده است و در کنار این مسجد همه مغازه داران مشغول کسب و کار هستند؛ یعنی ارزش فروش یک کالا از خداوند متعال بالاتر است؟
وی تأکید کرد: چه اصراری بر این دارید با کسانی که دشمنان شما هستند، ارتباط برقرار کنید؛ ما نمی خواهیم زیر ذلت دشمن برویم و پای آن هم ایستاده ایم؛ در جنگ ۸ ساله هم نشان دادیم که بر این عقیده خود پایبند هستیم.
حجت الاسلام والمسلمین آقاتهرانی تصریح کرد: برخی افراد وا داده اند و گاهی آن طرفی و گاهی هم این طرفی هستند؛ این افراد در آخر هم به آغوش هم پیمانان و دشمنان اسلام می روند؛ مسلمان واقعی باید جبهه خود را مشخص کند که انقلابی است یا خیر؟
وی اظهار داشت: یک شیعه واقعی یک مطلب مهم را باید در زندگی ملاک قرار دهد و آن ناظر دانستن امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) در زندگی خود است؛ هر حرفی که می خواهیم بزنیم و هر کاری که قصد انجام آن را داریم، یک لحظه پیش از ابراز آن تصور کنیم که آیا حضرت حجت(علیه السلام) از این کار و حرف ما خوشحال و یا ناراحت می شوند.
استاد حوزه علمیه با بیان این که عامل همه مریضی ها و مشکلات خود ما هستیم، گفت: اگر در کار ما مشکلی ایجاد می شود یا دچار یک بیماری می شویم، به خداوند متعال نباید گلایه کنیم، بلکه باید بنگریم که کار ما در کجا اشتباه بوده است و آن را اصلاح کنیم تا مشکل ما نیز حل شود.
انتهای پیام/

اهتزاز پرچم منقش به شعار یا لثارات الحسین(ع) بر فراز گنبد مسجد جمکران

به گزارش مرکز خبر روابط عمومی مسجد مقدس جمکران؛ حجت الاسلام یاسین حسین آبادی اظهار کرد: پرچم عزای حضرت ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) که به شعار یا لثارات الحسین(علیه السلام) منقش شده، همزمان با نخستین جمعه محرم الحرام در این مکان مقدس به اهتزاز در خواهد آمد.
وی با تشریح فلسفه تعویض این پرچم که منقش به شعار یا لثارات الحسین (علیه السلام) است به روایتی از فضیل بن یسار به نقل از حضرت امام صادق‏ (عليه السلام) که در آن ویژگی‌های یاران حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) را برشمرده اشاره کرد و گفت: ایشان در اين باره فرمود: «… وَهُمْ مِنْ خَشيَةِ اللَّهِ مُشْفِقُونَ يَدعُونَ بِالشَّهادَةِ وَيَتَمَنَّونَ اَنْ يُقتَلُوا فِي سَبيلِ اللّهِ شِعارُهُم يَا لَثاراتِ الحُسَينِ‏ عليه السلام…» که شعار «يالثارات الحسين‏ عليه السلام» شعار ياران حضرت مهدي ‏عليه السلام است کـه به خونخواهي امام حسين‏ عليه السلام، هنگام قيام آن حضرت سر خواهـند داد.
حجت الاسلام حسین آبادی بیان کرد: از آنجا که مسجد مقدس جمکران میعادگاه منتظران حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و منتسب به وجود مقدس آن حضرت است، یاران ایشان، در قیام حضرت حجت با شعار یا لثارات الحسین علیه السلام در رکاب حضرت به خونخواهی و انتقام خون سید الشهدا علیه السلام برمی خیزند.
وی خاطر نشان کرد: با عنایت به اینکه ماه محرم حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام محور همه توجهات است، شایسته است، با بر افراشتن پرچم «يالثارات الحسين‏ عليه السلام» برفراز گنبد مسجد مقدس جمکران، از منتظران دعوت کنیم تا با حضور در این مسجد به عنوان میعادگاه منتظران و یاران حضرت مهدی علیه السلام، در دهه محرم همصدا با این شعار، فریاد خونخواهی و طلب خون امام حسين عـليه السلام را از این مسجد به گوش عالم برسانند.
مدیر مسجد مقام و شبستان‌های مسجد مقدس جمکران بیان کرد: آیین اهتزاز پرچم منقش به شعار «يالثارات الحسين‏ عليه السلام» بر بلندای گنبد فیروزه ای مسجد مقدس جمکران روز جمعه ۱۶ مهر ماه همزمان با دعای ندبه و مراسم شیرخوارگان حسینی در این مکان شریف برگزار می شود.
انتهای پیام/

برای شناخت امام زمان به کارشناسان اهل فن مراجعه شود

به گزارش مرکز خبر روابط عمومی مسجد مقدس جمکران، حجت الاسلام والمسلمین سید حسین حسینی قمی در مراسم دعای ندبه مسجد مقدس جمکران به سخنرانی پرداخت و گفت: امام علی(علیه السلام) می فرمایند که اگر مؤمنی در شرق و غرب عالم محزون شود، ما نیز محزون می شویم و هر مؤمنی ما را بخواهد، او را استجابت خواهیم کرد.

وی اظهار داشت: آیه ۱۴ سوره مبارکه علق از آیاتی است که علما و بزرگان به ویژه علامه طباطبایی سفارش کرده اند که انسان هایی که می خواهند پاک بمانند، باید این آیه را بنویسند و در مقابل چشمان خود قرار دهند.

سخنران مسجد مقدس جمکران ابراز داشت: کسی که در دریا در حال غرق است، نباید حرکت های بیهوده انجام دهد و فقط باید فریاد بزند تا کسی او را ببیند و نجاتش بدهد؛ این گونه انتظار، انتظار رصدی است و برای ظهور حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه) مطلوب نیست.

وی ادامه داد: انتظار ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) باید به همراه عمل باشد؛ در احادیث آمده که انتظار فرج بهترین عمل و عبادت است، پس خود انسان هم باید برای نجات یافتن، تلاش داشته باشد.

کارشناس دینی رسانه ملی به مدعیان مقدمه ظهور حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) اشاره و تصریح کرد: در بحث شناخت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) باید بسیار مراقب باشیم چرا که در سال های اخیر، عوام فریبی در این زمینه بسیار زیاد شده است.

وی خاطرنشان کرد: افرادی ادعا می کنند که برای ظهور حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه) باید ابتدا مرا بشناسید و افرادی را به دور خود جمع کرده اند؛ امثال این افراد هم کم نیستند و متأسفانه دشمن سر بعضی از جوانان ما را کلاه گذاشته است.

استاد حوزه علمیه قم افزود: روایت شده که امام حسن عسکری(علیه السلام)، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) را که در سن ۳ سالگی بودند به احمد بن اسحاق نشان دادند و فرمودند که ایشان امام بعد از من خواهد بود؛ احمد از حضرت خواستند که علامتی را به عنوان اثبات این که ایشان امام پس از امام حسن عسکری(علیه السلام) هستند، به وی نشان دهند.

وی در ادامه توضیح داد: امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) با همان سن کمی که داشتند بلافاصله به زبان فصیح فرمودند که «أنا بقیة الله فی ارضه و المنتقم فی اعدائه»؛ برای شناخت صحیح حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه) باید به کارشناسان اهل فن و کتاب های صحیح و مستند مراجعه کرد./

انتهای پیام/

آرزوی کوچکترین شهید دانش آموز جنگ تحمیلی

به گزارش مرکز خبر روابط عمومی مسجد مقدس جمکران، قصه شنیدنی دانش آموز شهید سبزواری؛ «احمد نظیف» که جوان ترین شهید دانش آموز کشور است، از زبان مادرش «نورجهان» خانم شنیدنی است.

 همیشه همراهم بود…
 مادر چه مهربانانه از احمدش می‌گوید: از همان روزهای بارداری انگار حس و حالم متفاوت بود. با این که ساعت‌های متوالی پشت دار قالی بودم و برای تأمین بخشی از هزینه‌های زندگی قالی می‌بافتم اما انگار احمد از حال و هوایم باخبر بود. انگار از همان ۹ ماهه که هنوز نیامده بود قسم خورده بود از همراهی‌اش با من دست نکشد و رسم ادب را نگه دارد. تمام روزهایی که مادران دیگر به خاطر بارداری ناخوش احوال هستند، من با آرامش خیال زخمه بر تار و پود قالی زدم و پدرش که باغبان بود با فراغ بال به امورات کاری اش می‌رسید.نگاهی به تسبیحی که در دست دارد می‌اندازد،‌ ذکر دیگری بر ذکرهایش می‌افزاید و می‌گوید: تمام دوران بارداری‌ام با آرامش خیال طی شد. آن ایام خیلی دعا می‌خواندم که احمد صحیح و سالم متولد شود. شب‌ها قبل از خوابیدن مقداری قرآن تلاوت می‌کردم و روزها می‌گذشت و من ساعت‌های متوالی پشت دار قالی می نشستم، حتی از سایر زنان هم بیشتر…
مادر برای چندمین بار به قاب عکس احمد نگاه می‌کند و لبخندی پرقرار بر لب می‌نشاند. ۳۳ سال از شهادت احمد گذشته، اما هر بار که نام او را بر زبان می‌آورد چه قراری بر چهره تکیده‌ نورجهان می‌نشیند. می‌گوید: هر بار که قرار بود به احمد شیر بدهم اولین ذکرم بسم‌ا… الرحمن الرحیم بود. در تمام زمان‌هایی که شیر می‌خورد نوازشش می‌کردم و یا قرآن می‌خواندم یا ذکر می‌گفتم. هر چقدر که فکر می‌کنم یادم نمی‌آید به دلیل بیماری یا شیطنت‌های دوران بچگی‌اش ناراحت یا کلافه شده باشم.
 مادر چه عاشقانه از احمد یاد می‌کند: یک سال و نیم داشت که راه رفتن را آموخت. عجیب بود اما به دو سالگی که رسید خیلی خوب حرف می‌زد. هر وقت هم زمین می‌خورد،‌ یا علی می‌گفت و از زمین بلند می‌شد. انگار باید الفبای رفتن را از همان دو سالگی فرا می گرفت. احمد بود دیگر،‌ آرام و سر به راه و آماده شهادت…
 مادر می‌گوید: خیلی هوای محمد را که ۵ سال از او کوچک‌تر بود داشت. از همان دو سالگی او را با خودم به مسجد نزدیک محل می‌بردم و هنگام برپایی نماز با دقت به حرکات و رفتار نمازگزاران نگاه می‌کرد. به ۷ سالگی که رسیده بود خودش برای نماز به مسجد می‌رفت. در تمام سال‌های کودکی‌اش نه کسی را آزار داد و نه کسی از او رنجیده خاطر شد. از بس آرام بود و مهربان…
 نورجهان می‌گوید: ۱۰ ساله بود که از گرگان به شهر خودمان سبزوار بازگشتیم. پدر همسرم مقداری باغ و زمین در گرگان داشت که همسرم بعد از فوت پدرش آن‌ها را فروخت و بعد از ۱۰ سال که از تولد احمد گذشته بود به شهر خودمان برگشتیم. احمد که ۱۰ ساله شده بود گفت مادر می‌خواهم بروم در جهاد سازندگی و برای جبهه‌ها کار کنم. مانعش شدم و گفتم هنوز خیلی کوچک هستی،‌ زود است بروی درس بخوان تا سا‌ل‌های بعد. از او اصرار بود برای رفتن و از من اصرار بود برای نرفتن…

 می گفت از علی اصغر حسین که کوچک تر نیستم
مادر ادامه می‌دهد: چون جثه‌اش درشت بود شناسنامه‌اش را دستکاری کرده بود و ۱۷ ساله شده بود. (حرف که به اینجا می‌رسد دوباره از همان جنس لبخندهای مهربانانه‌ بر لبانش می‌نشیند.) نگاهی به قاب عکس احمد می‌اندازد و ادامه می‌دهد: قبولش کرده بودند. برای اعتراض به این مسئله به سپاه منطقه رفتم و به مسئول مربوطه گفتم پسرم هنوز بچه‌ است و زود است به جبهه برود اما همان مسئول گفت: نه حاج خانم ماشاءا… ۱۷ سال دارد و سن و سالش برای جبهه مناسب است. من هم انگار زبانم قفل شده باشد نتوانستم بگویم چقدر ماهرانه شناسنامه‌اش را دستکاری کرده است.
نورجهان ادامه می‌دهد: توی خانه کلی گریه کردم و گفتم پسرم به خدا زود است تو بروی،‌ خیلی زود است. احمد که طاقت اشک‌های من را نداشت چشمان اشک‌بارم را از گل‌های قالی گرفت و گفت «مادر من که از علی اصغر امام حسین(ع) کوچک تر نیستم، آن طفل معصوم ۶ ماهه بود که در میدان جنگ به شهادت رسید. من که به گرد پای علی‌اصغر هم نمی‌رسم.» من گریه می‌کردم و احمد هم…

با گوشه چادر اشک های وداع را پاک کردم
«با همه این حرف‌ها هنوز ته قلبم راضی به رفتنش نبودم» مادر این ها را می‌گوید و ادامه می‌دهد: چند روزی گذشت و احمد هیچ نمی گفت. یک روز که برای خرید رفته بودم دیدم اتوبوس رزمنده‌ها در حال اعزام به جبهه است. کنار خیابان به تماشا کردن ایستادم و دیدم احمد داخل یکی از همان اتوبوس‌ها برایم دست تکان می‌دهد. دلم داشت از جا کنده می‌شد. به داخل اتوبوس رفتم تا برای بار سوم مانع رفتنش بشوم اما احمد در حالی که غرور مردانه خاصی در کلامش موج می‌زد گفت مادر جان قبلا حرف هایم را زده‌ام شما حقی بر گردن من داری که باید به آن پایبند باشم اما این حق از حق اسلام بیشتر نیست،‌ اگر می‌خواهی در عالم مادر و فرزندی از شما راضی باشم شما را قسم می‌دهم بگذاری بروم. اسلام و کشورمان در خطر است. من هم انگار دهانم بسته شده باشد صورتش را بوسیدم و از اتوبوس پیاده شدم و با گوشه چادر اشک‌هایم را که در وداع با احمد لحظه‌ای قطع نمی‌شد پاک کردم. چه وداع تلخی بود،‌ احمد من داشت می‌رفت و انگار قلبم را هم با خودش می‌برد…

 می گفت آبدارچی ام اما مین خنثی می کرد
مادر می‌گوید: گفته بود از جهاد سازندگی می‌روم اما چند روز بعد یکی از دوستانش گفت به عنوان بسیجی و از طرف سپاه رفته. دل توی دلم نبود توی روزهایی که از احمد بی‌خبر بودم. اولین نامه‌اش دو ماه بعد به دستم رسید. توی نامه بابت رد کردن درخواستم در اتوبوس برای نماندن و رفتن از من حلالیت خواسته بود. از همه دوستان و آشنایان هم حلالیت خواسته بود. از حال خوبش نوشته بود،‌ نوشته بود برای پیروزی دعا کنید،‌ برای عزت کشورمان. نوشته بود ما رفته‌ایم تا ناموس و کشورمان به دست آمریکایی‌ها و سربازان صدام نیفتد. نوشته بود جهاد سازندگی نیستم و به جبهه رفته‌ام حلال کن مادر که واقعیت را نگفتم. نوشته بود توی جبهه به رزمنده‌ها چای می‌دهم و پوتین‌هایشان را واکس می‌زنم. می‌خواست آرامش دل من را بیشتر از این به هم نریزد اما دوستش «مهدی رسولی» که آمد گفت توی جبهه‌ها مین خنثی می‌کند. دلم می خواست از جا کنده شود مثل همه سال‌های قبل دعا می‌خواندم و قرآن تلاوت می‌کردم اما بخشی از بی‌قراری‌ها هنوز مانده بود. بالاخره مادرم دیگر…
 حالا برای چند ثانیه سکوت است که میان ما حکمفرماشده و اشک‌هایی که مادر دوباره با گوشه چادرش پاک می‌کند و با دست دیگرش دستان محمد را می‌فشارد. انگار بخشی از آرامش دستان احمد را در دستان محمد جست و جو می‌ کند.

 می‌روم تا بعضی‌ها خجالت بکشند
می‌گویم: مادر جان، احمد چند بار نامه نوشت؟ او می‌گوید فاصله نامه‌هایش طولانی بود.
فکر کنم ۴ یا ۵ بار نامه نوشت. مرخصی هم خیلی دیر می‌آمد و هر سه چهار ماه یک بار می‌آمد. بار اولی که آمد هنگام رفتنش با ناامیدی گفتم نرو مادر جان،‌ شما سهم خودت را پرداختی و دینت را ادا کردی اما پیشانی‌ام را بوسید و گفت نه مادر جان تا جنگ باشد و تا مقاومت در مقابل دشمن باشد این سهم هنوز ادا نشده است. من می‌روم تا بعضی‌ها که از نعمت آرامش برخوردارند اما برای دفاع از کشور به جبهه نمی‌روند خجالت بکشند.
می گوید: هر بار که می‌آمد نورانی تر از قبل بود. نماز اول وقتش هیچ وقت ترک نمی‌شد. وقتی می‌آمد،‌ در فاصله کوتاهی که سبزوار بود به اقوام و آشنایان سر می‌‌زد و کارهایشان را انجام می‌داد. آن سا‌ل‌ها گاز نداشتیم و احمد کپسو‌ل‌های گاز اقوام را می‌گذاشت روی موتور و برای پر کردن کپسول‌ها کلی راه طی می‌کرد.
 یادم می‌آید دومین باری که به مرخصی آمده بود خیلی خوشحال بودم. چادر به سر کردم تا به بازار بروم و برای درست کردن غذایی که دوست داشت موادغذایی بخرم. مانعم شد و گفت نه مادر جان هر چه در خانه داری می‌‌خوریم. ما چند روز قبل در جبهه سه روز و سه شب بود که هیچ چیزی برای خوردن نداشتیم.
 حالا هم در برخی محورها به دلیل آتش زیاد دشمن، امکان رسیدن مواد غذایی وجود ندارد و وضع غذایی بچه‌ها ممکن است خیلی خوب نباشد.
 
نورجهان دوباره حرف‌هایش را به حدیث تمنای ماندن احمد می‌کشاند و می‌گوید: هر بار که می‌آمد کلی از افراد فامیل دوره‌ام می‌کردند و قسمم می‌دادند که این بار نگذار این طفل معصوم برود. من اما انگار دیگر به باورم رسیده بود که باید از احمد دل بکنم. می‌گفتم هیچ کس حریف نرفتن احمد نمی‌شود،‌ راهش را پیدا کرده و باید برود به این راه…

 تیری که در گلویش نشسته بود
از زمان زخمی شدن و شهادتش می‌پرسم و مادر می‌گوید: توی جبهه ترکش به گلویش خورده بود. یکی از دوستانش به نام مهدی به یکی از همسایه‌ها به نام آقای قاسمی زنگ زده و گفته بود احمد مجروح شده و در بیمارستان امام رضا(ع) مشهد بستری است. آقای قاسمی هم به سراغ ما آمد و ماجرا را گفت. من و پدرش خیلی سریع خودمان را به مشهد رساندیم. ترکش اذیتش می‌کرد و هیچ چیزی نمی‌توانست بخورد. حتی قرص را هم نمی‌توانست از گلو پایین ببرد،‌ حتی آب هم نمی‌توانست بخورد،‌ برای همین دائم با آمپول و سرم سرپا نگهش می‌داشتند.
نورجهان از آخرین روزهای قبل از شهادت احمد می‌گوید: یکی از روزها که با هم روی چمن‌های حیاط بیمارستان نشسته بودیم گفت مادر جان آرزو دارم قبل از این که دوباره به جبهه برگردم سفر جمکران قسمتم شود. اصلا باور نداشتم که آخرین روزهای دیدار من و احمد است. دکترها می گفتند یک ترکش است و در می‌آوریمش و خوب می‌شود اما یک هفته که از آمدنش گذشت شهید شد. توی وصیت نامه‌اش از محمد خواسته بود که راهش ادامه داشته باشد. نوشته بود برای اسلام و ایران دعا کنید.
 بیستم مرداد سال ۶۲ بود که شهید شد. درست مثل علی‌اصغر که تیر در گلویش نشسته بود. احمدم علی‌ اصغر من بود. مزارش هم توی مصلای سبزوار است در کنار تمام شهدای دیگر. وارد که بشوید، همان ردیف اول مزار شهدا سنگ مزار احمد من پیداست.

افتتاح مدرسه عشایری امام هادی اندیکا در روز ولادت امام هادی علیه السلام

چاپ خبر

به گزارش خبرگزاری مسجدسلیمان-ام ای اس نیوز-مدرسه عشایری امام هادی اندیکا در روز ولادت امام هادی علیه السلام افتتاح شد. حمید قنبری با اشاره به جایگزین کردن ساختمان به جای مدرسه چادری در روستای محمدآباد گله توک گفت: این فضای آموزشی دو کلاسه ۱۲۰ متر زیربنا و ۳۰۰ متر مساحت دارد که با اعتباری بالغ […]

20به گزارش خبرگزاری مسجدسلیمان-ام ای اس نیوز-مدرسه عشایری امام هادی اندیکا در روز ولادت امام هادی علیه السلام افتتاح شد.
حمید قنبری با اشاره به جایگزین کردن ساختمان به جای مدرسه چادری در روستای محمدآباد گله توک گفت: این فضای آموزشی دو کلاسه ۱۲۰ متر زیربنا و ۳۰۰ متر مساحت دارد که با اعتباری بالغ بر ۸۰۰ میلیون ریال احداث و راه اندازی شد.همچنین تمام امکانات سرمایشی و گرمایشی از جمله آبسردکن، آبگرمکن، کولر و وسایل سخت افزاری مثل میز و نیمکت و تخته سیاه این مدرسه توسط خیرین اهدا شد.

قنبری افزود: در حال حاضر آموزش وپرورش عشایر نیاز به ۱۵۰ مدرسه یک کلاسه و دو کلاسه دارد تا شرایط برای تحصیل دانش آموزان به صورت مطلوب در آید.با توجه به تنگناهای مالی در حوزه نوسازی ، انتظار می رود با جذب خیرین مدرسه ساز بتوان سطح مشارکت در ساخت فضاهای آموزشی را بالا برد.

وی از وجود ۶۰۰ مدرسه در مناطق ۱۴ گانه عشایری استان خوزستان خبر داد که اغلب در چادر یا کانکس و یا ساختمان های استیجاری دایر شده اند.و منطقه اندیکا با داشتن چهار هزار و ۲۰۰ نفر دانش آموز عشایری بزرگترین منطقه عشایری کشور است.

گفتنی است، حدود ۱۴ هزار دانش آموز در ۶۰۰ مدرسه و یک هزار و ۱۰۰ کلاس درس توسط یک هزار معلم مشغول تحصیل هستند


این مطلب را به اشتراک بگذارید:

لینک کوتاه :

دسترسی آسان به این پست :

لطفاً ديدگاه خود را در مورد اين خبر در زير وارد نمائيد :

نظرات برای این مطلب بسته شده است.

Sorry, a criticism form is sealed during this time.

نشست نقد و بررسی کتاب «تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم» برگزار شد

به گزارش مرکز خبر روابط عمومی مسجد مقدس جمکران، نشست نقد و بررسی کتاب «تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم» تالیف «جاسم حسین»  از سوی پژوهشکده مهدویت و آینده اندیشی مسجد مقدس جمکران با مشارکت انجمن مهدویت حوزه علمیه در ساختمان این انجمن برگزار شد.

حجت الاسلام مجید احمدی کچایی  به عنوان دبیر علمی این جلسه در ابتدای این نشست به بیان نکاتی درباره کتاب مورد نقد پرداخت و گفت: نویسنده این کتاب «جاسم حسین» تحصیلات مقدماتی خود را در عراق گذراند و تحصیلات تکمیلی خود را در آلمان به اتمام رسانید.

وی ادامه داد: جاسم حسین کتابی را تحت عنوان «تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم» تألیف کرده است که به عنوان یکی از کتاب های مطرح در و مهم در زمینه مهدویت شناخته شده است.

پژوهشگر حوزه علمیه افزود: این کتاب دارای ویژگی های مثبتی است که از جمله آن ها می توان به روشمند بودن آن اشاره کرد.

وی به ویژگی دیگر این کتاب اشاره کرد و گفت: جاسم حسین تلاش کرده از دخول هر گونه انگیزه های شخصی در کتاب جلوگیری کند.

حجت الاسلام احمدی کچایی بیان داشت: از ویژگی های افرادی که در کشورهای غربی و اروپایی تحصیل می کنند، گرایش به مستشرقین است و این در حالی است که هیچ گونه نفوذ این افکار در اثر جاسم حسین مشاهده نمی شود.

گفتنی است که در این نشست حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا جباری و دکتر نعمت الله صفری فروشانی ناقدان کتاب «تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم» بودند که در ادامه به ارائه نظرات خود پرداختند.

انتهای پیام/

 

اعتقاد به ولایت شرط قبولی اصول و فروع دین است

به گزارش مرکز خبر روابط عمومی مسجد مقدس جمکران، حجت الاسلام والمسلمین سید صادق میرشفیعی در شام عید غدیر در جمع نمازگزاران مسجد مقدس جمکران با اشاره به اینکه از وظایف شیعیان درک فضلیت، ارزش و برکات روز غدیر است، اظهار کرد: امیرالمومنین(علیه السلام)  فرمودند هر کس روز غدیر را درک کند و حقیقت آن را بفهمد، هر روز ۱۰ بار ملائکه با او مصاحفه و روبوسی می کنند و خدا به کسانی که در روز عید غدیر شکرانه نعمت ولایت را به جا آورند اجر و پاداش بی حساب عطا می‌کند.
وی ادامه داد: قرآن سرمایه بزرگ عالم اسلام و وسیله عزت مسلمین است و ما مسلمانان به خاطر قرآن بر مکاتب دنیا برتری داریم. زیر سایه قرآن زندگی می کنیم و از قرآن عزت گرفته‌ایم.
استاد حوزه علمیه قم با تاکید بر اینکه اولین مخاطب این کتاب آسمانی ولایت است، ابراز کرد: کسی غیر از صاحب ولایت ظرفیت دریافت قرآن از خدای متعال را ندارد.
میرشفیعی افزود: یک چهارم آیات قرآن در شان و تعریف عظمت ولایت و صاحبان ولایت است و یک چهارم آیات در سرزنش دشمنان ولایت است و این موضوع در تفسیر آیات و کتب علما آمده است.
وی با تاکید بر اینکه ولایت صاحب ولایت برای ما شرط قبولی اصول دین و فروع دین است، اظهار کرد: یعنی اگر کسی به خدای متعال اعتقاد داشته باشد و فروع دین را به جا آورد، اما صاحب ولایتی که خدا و رسول خدا تعیین کرده را نپذیرد، توحید، نبوت، معاد و فروع دینش نزد خدای متعال مقبول نخواهد بود.
استاد حوزه علمیه قم با بیان اینکه بر اساس فرمایش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) جامعه اسلامی برای درامان ماندن از گمراهی باید به قرآن و عترت چنگ بزنند، ابراز کرد: امروز شاهدیم از دل کسانی که عترت را کنار گذاشته و دم از قرآن می‌زنند گروه‌های تکفیری به وجود آمده که باعث خدشه‌دار شدن چهره رحمانی اسلام ناب شده‌اند.
میرشفیعی در پایان خاطر نشان کرد: وظیفه است ما است تا حقیقت غدیر را برای جهانیان روشن کرده و چهره واقعی اسلام حقیقی را به همگان ارائه کنیم.
انتهای پیام/

دکتر همایون یوسفی عضو افتخاری هیئت مدیره باشگاه ورزشی آزادگان شد

چاپ خبر

به گزارش خبرگزاری مسجدسلیمان-ام ای اس نیوز-دکتر همایون یوسفی نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی که روز گذشته سفری به مسجدسلیمان جهت دیدار با امام جمعه داشت در حاشیه این نشست به تقاضای چند عضو از هیئت مدیره باشگاه ورزشی آزادگان مسجدسلیمان، عضویت افتخاری هیئت مدیره این باشگاه ورزشی را پذیرفت و اظهار داشت: […]

%d8%ba%d8%b97 به گزارش خبرگزاری مسجدسلیمان-ام ای اس نیوز-دکتر همایون یوسفی نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی که روز گذشته سفری به مسجدسلیمان جهت دیدار با امام جمعه داشت در حاشیه این نشست به تقاضای چند عضو از هیئت مدیره باشگاه ورزشی آزادگان مسجدسلیمان، عضویت افتخاری هیئت مدیره این باشگاه ورزشی را پذیرفت و اظهار داشت: تلاش خواهم کرد کمکهایی جهت رشد ورزش مسجدسلیمان شهر و زادگاه خودم داشته باشم چون هنوز علاقه مند به ورزش مسجدسلیمانم و اعتقاد دارم ورزش این شهر باید به جایگاه واقعی خود برگردد.


این مطلب را به اشتراک بگذارید:

لینک کوتاه :

دسترسی آسان به این پست :

لطفاً ديدگاه خود را در مورد اين خبر در زير وارد نمائيد :

نظرات

تصویر کپچا

فراخوانی تصویر

آغاز عملیات آواربرداری و تبدیل مناطق آلوده به نفت و گاز به فضای سبز+تصاویر

 به گزارش آسماری به نقل از روابط عمومی فرمانداری مسجدسلیمان در راستای اجرایی نمودن مصوبات سفر استاندار خوزستان، عملیات آواربرداری و تبدیل منطقه به فضای سبز در طرح جابجایی مناطق آلوده به نفت و گاز آغاز گردید. این عملیات که با همکاری شرکت بهره برداری نفت و گاز اجرا می شود پس از برداشتن آوار منازل تخریب شده و پاکسازی محل نسبت به ایجاد فضای سبز و پارک اقدام خواهد شد.

 

علیرضا گوروئی فرماندار شهرستان مسجدسلیمان از رویکرد جدید نفت در خصوص توسعه فعالیت های عام المنفعه تشکر کرد و اظهار داشت: انجام این گونه اقدامات از سوی نفت باعث تعلق خاطر مردم به مجموعه نفت خواهد شد.

 

img_2280img_2287

 

«تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم» در بوته نقد

به گزارش مرکز خبر روابط عمومی مسجد مقدس جمکران، به منظور اعتلای فرهنگ والای دینی در حوزه معرفت به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)، نشست نقد و بررسی کتاب «تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم» تالیف دکتر جاسم حسین با مشارکت کتابخانه تخصصی صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه) وابسته به پژوهشکده مهدویت و آینده اندیشی مسجد مقدس جمکران و انجمن های علمی مهدویت حوزه در روز سه شنبه یازدهم آبان برگزار می شود.

در این نشست که با حضور منتقدین، پژوهشگران و فعالان حوزه مهدویت برگزار می شود حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمد رضا جباری و دکتر نعمت الله صفری فروشانی به نقد و بررسی این کتاب می پردازند.

گفتنی است این نشست از ساعت ۱۶ در سالن همایش ساختمان انجمن های علمی حوزه، واقع در کوچه دوم بلوار جمهوری برگزار خواهد شد.

انتهای پیام/