روایت:۳۶سال پیش و حکایت پایی که جاماند

۳۶سال پیش در همچنین روزی ۱۳۶۰/۰۷/۰۸ در سن ۱۵سالگی در سوسنگرد منطقه دهلاویه روستای بردیه مورد اصابت خمپاره شصت قرارگرفتم درجمع جانبازان حاضری زدم و نمیدانم ای کاش …و این شد از آنروز تاکنون حسرت جاماندن از قافله دوستان شهیدم را خورده ام علی رغم اینکه آدمی شاد و خوشحالی بنظر رسیده ام شاید جوانان امروزی فقط اسمی از جنگ رافهمیده باشند اون روزها نسل ما با تمام آرزوهایی که داشتند در راهی قدم می گذاشتند که بفکر همه چیز بودیم جز برگشت از جبهه، در چنین روزی به همراه مرحوم عبدالرضا کیانی و محمود کاظمی با یه توپ ۱۰۶که سوار یک جبپ بود اصطلاحا رفتیم شکار تانک بعد از شلیک چند گلوله از منطقه برگشتیم خط، هنوز آفتاب طلوع نکرده بود و با توجه به خاک زیادی که از شلیک گلولها به تن و سر و رویمان نشسته بود من از گردان خودمون جدا شدم و به سمت قسمتی که بچه های هوابرد شیراز اونجا مستقر بودند رفتم که هم دستو صورتم را بشورم هم جهت نماز صبح وضو بگیرم و همین که شیر تانکر آبی که اونجا بود را بازکردم و با هر دو دستم فقط میدونم که یک بار آب به صورتم ریختم که خمپاره ۶۰ بر زمین نشست و مرا از زمین بلند کرد و به چند متر اون طرف تر پرتاب کرد و بعد از چند لحظه که تمام بدنم از شدت پرتاب شدن قفل شده بود به خودم اومدم و بدون اینکه متوجه بشم چی شده اونم بخاطر گرم بودن بدنم بود با همون حال سینه خیر به زیر یک تانک رفتم و چند نفر دیگه ای را دیدم که به زمین خوردن که دیدم بچه ها می گفتن یمین هم ترکش خورده اما نیستش که خودم فریاد زدم زیر تانک پناه گرفتمه و سریع اومدن گذاشتنم توی آمبولانس که به عقب برم گردم که نهایتا به نزدیکترین درمانگاه صحرایی اونجا رسوندنم،

بچه ها بالای سرم و همش میگفتن یمین نترس چیزی نشده واقعا نمی دونم چرا اون لحظات هیچ دردی حس نمی کردم یه دستی به سمت پام کشیدم به جاهی که ترکش خورده بود تاحدودی فهمیدم که اوضاع درب و داغونه خدایی خم به ابرو نیاوردم تازه من خوب یادمه به همراه های خودم روحیه می دادم آخه داشتن بدون اینکه من متوجه بشم اشک میریختن بعد از بیمارستان صحرایی و انجام یک سری کارهای سردستی رسوندنم بیمارستان رازی اهواز و تا درب اتاق عمل بهوش بودم و دیگه بعد چند لحظه از هوش رفتم و فرداش که بهوش آمدم متوجه شدم یک طرف بدنم سنگین شده و مرحوم برادر بزرگم بالای سرمه و خیلی ناراحت بود و خلاصه ملافحه را کنار کشیدم و اونجا بود که دقیقا متوجه شدم چه اتفاقی برام افتاده است، آره از اون روز من شدم جانباز و یک پایم را جا گذاشتم و این هدیه ناقابلی بود که در راه خدا و میهن هدیه کردم اگر چه از آن روز تا کنون داغ بازماندن از قافله دوستانم برسینه سنگینی میکند اما چه کنم که تقدیر این بود و در مقابل تمام شهدای جنگ که بهترین دوستانم را که از سال ۵۹تاسال ۶۷ شهید شدند کاری نکردم و سر تعظیم فرود میاورم.

اراتمندشما یمین رضایی

امنیت، عزت و سرافرازی ما مرهون شهیدان است/باید در مقابل یزید و شمر زمانه ایستادگی کرد

 به گزارش آسماری به نقل از فارس، حجت‌الاسلام احمدرضا حاجتی امروز در آئین ورود پیکر ۱۱۹ شهید سال‌های دفاع مقدس به وطن، اظهار کرد: ما امروز در شلمچه و در این آئین حضور پیدا نکرده‌ایم تا به شهدا ترحم کنیم، بلکه آمدیم تا مورد ترحم و نظر الهی قرار گیریم. 

 

 وی ادامه داد: شهیدان زنده هستند و ما برای اشک بر آنها در اینجا حضور پیدا نکردیم، آمده‌ایم تا به برکت شهیدان زنده شویم، امروز در کشور همه به غیر از افرادی که دلشان کور است، می‌دانند که شهدا زنده هستند. 

 
امام جمعه موقت اهواز گفت: امروز امنیت، عزت، سرافرازی و قدرت ما مرهون شهیدان است. 

 
حاجتی اظهار کرد: کجا هستند فرماندهان عراقی که دیروز اربده می‌کشیدند و آمده بودند تنها حکومت شیعه را اشغال کنند، امروز ایران اسلامی را با دیروز مقایسه کنید. 

 
وی با اشاره به سفر رئیس جمهور ترکیه به ایران، عنوان کرد: رئیس جمهور ترکیه که اغوا شده و در کنار استکبار بود، پس از ۵ سال فتنه در سوریه در ایران حضور پیدا می‌کند و معتقد است برای حل مشکلات باید در کنار ایران باشد. 

 
امام جمعه موقت اهواز گفت: بدون تردید محرم امسال با حضور پیران و جوانان بی‌نظیر بود، همه شهرهای بزرگ اروپایی شاهد مراسمات حسینی و دسته‌های عزاداری بودند و حتی در دل آمریکا شیطان بزرگ، به لطف و اراده خداوند متعال مجلس حسینی برپا شد. 

 
وی متذکر شد: این پیچ تاریخی و بصیرت توسط جهان‌آراها، صیاد‌ها، کاظمی‌ها، همت‌ها و… رقم خورده است، ما آمدیم تا در کنار شهیدان زنده و احیا شویم. 

 
حاجتی عنوان کرد: بنا به قول امام حسین(ع) هر زمانی که اسلام و مسلمانان به مثل یزیدی مبتلا شدند و اگر حسینی عمل نکنند، در زمره یزید هستند. 
 

وی ادامه داد: باید در مقابل یزید، شمر و حرمله زمان ایستادگی کنیم، این درس را امام حسین(ع) به ما دادند و شهدا این درس را فرا گرفته و به دنیا دادند. 

 
امام جمعه موقت اهواز گفت: این خاک وجب به وجب آن خون پاک جوانان و شهیدانی است که در منزل پدر و مادر به آنها نیاز داشته و چشم به راه آنها بودند، اما به خاطر خدا و ولایت چشم خود را بر دنیا بستند. 

 
حاجتی تصریح کرد: عزت ما به یمن و برکت شهیدان به دست آمده است، همان عزتی که آمریکا در مقابل آن زانو زده است، امروز نیز صدای امام حسین(ع) به گوش می‌رسد. 

 
وی افزود: کربلا فقط یک منطقه در عراق نیست، بلکه کربلا یک منطق است که در رگ‌های تاریخ جاری شده است، دیروز شهدا در مقابل یزیدیان زمان ایستادگی کردند و امروز آمدند تا ما اهل صفا و وفا باشیم.